مسافـــــــر

هر بار که می آیید
 آسمان آفتابی است
 چشمهایتان
 - ابری -
 راستی این شاخه های اندوهناک
 در این باران بی دریغ
 با کدام توان به پیشوازتان می آید !
 با کدام توان به مشایعت ؟
 سبکبارتر از شما
 مسافری نیست
 استخوانهای سپید و سبک دارید و بس
 پلاک هایتان را به یادگار
 به ما می دهید
 هر بار
 ماییم و شرمی سنگین تر
 شما کم کم پیدا می شوید
    ما کم کم
                    گم ...

/ 10 نظر / 9 بازدید
عاشق خدا

بسم رب المهدی يا علی گفتيم و عشق آغاز شد همه هست آرزويم که ببينم از تو رويی چه زيان تو را که من هم برسم به آرزويی ياعلی مدد

مجاهد تروريست

سلام عرض ادب! ديدم خيلي وقته نيومدم گفتم مثل هميشه بيام يه چيزي بپرونم برم! يا علي مدد.

شيدا

پندار ما اين است كه ما مانده ايم و شهدا رفته اند اما حقيقت آن است كه زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.

آرام

بسم رب المهدی عج ...سلام ...هر بار که می آيند آسمان افتابی است ...اما اسمان دلم تيره است و هوای باريدن دارد ...هر بار که می آيند هزاران حرف دارند برای بازگو کردن ولی گوشی شنوای ان ها نمی يابند وما در کنارشان به شکواييه ام از درد های بي دردی خودمان ....وکاش سکوتی می کرديم تا شايد اين گوشهای نا اشنا با اصوات ملکوت چيزی ...حرفی هر چند کوتاه بشنود ....موفق باشی و التماس دعا

امید

سلام . خيلی جالب بود . قالب وبلاگ هم خيلی قشنگه

hamid

اكنون بنگر حیرت عقل و جرأت عشق را ! بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند ... راحلان طریق عشق می دانند كه ماندن نیز در رفتن است . جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی ، و این اوست كه ما را كشكشانه به خویش می خواند .

ميثاق با شهدا

سلام...راستش نمیدوم شعر رو خودتون ميگين يا نه؟ اما خيلی عالیه فقط تو يه جمله :کجيايند مردان بی ادعا . و شرمی که کاش ما رو درست میکرد..شايد فقط همين و بس التماس ددعا

محمدحسن

خیلی زیبا نوشتید . موفق باشید . التماس دعا