وداع

صدای تیک تیک ساعت می آید و همراه آن دل تنهای من نیز می رود و می آید

         دارد لحظه وداع فرا می رسد

          فضا عطرآگین شده از نور حضورتو

هنوز صدای نقاره ها می آید

هنوز پرواز کبوترهایت، حسرت کبوتر تو بودن را، در دلم می کارد

هنوز شوق لحظه حضور، در مقابل حرمت در دلم پیداست

        ؛ که می خواهیم برگردیم

اما دلهامان همه اینجا می ماند، و تنها جسممان است که مجبور به بازگشت است

همه سوار قطار شدند و من آرام کنار پنچره ایستاده و گلدسته ها و گنبد نورانی تو را نگاه میکنم.

        ناخودآگاه گونه هایم خیس می شوند و کاش این چشم ها خودشان شاهد شوق درونیشان بودند

هر لحظه قطار دورتر می شود و دل من نیز با آن می رود و می آید

         قطار دور تر و دور تر شد تا اینکه دیگر چشمان ما لیاقت نظاره گری بارگاهت را نداشت

             ناگاه فکری از ذهنم گذشت

نکند از اینجا برویم و دلهامان شفاف نشده باشد

نکند از اینجا برویم و با عملی، زلالی ایجاد شده در قلبمان را از دست بدهیم

نکند بار دیگر که می آییم سلامش دهیم و سلامی از دل شکسته بر عاشقانه ترین جاده ای و سلامی از راه دور بر این

         امام همام می دهیم و انتظار نگاه داریم؛ چشمانمان شرمسار نگاهش باشد

         اما می دانم از عبور دلنواز امام گردی بر سر زائرانش پیداست و همه شفاف و عطرآگین شده برمی گردند

 

                    اینجا بود که کبوتر دلم آرام گرفت و آهسته نشستم

--------------

از تمام عزیزانی که این اردو را برپا کردند و کمک کردند تشکر و قدر دانی میکنم. هرچند که زبانم از عهده تشکر بر نمی آید .

/ 8 نظر / 16 بازدید
هيچ!

سلام سفر خوبی بود ... و حيف که زود تمام شد ... ان شا الله در برنامه های بعدی هم خدمتتان باشيم. يا حق

پريسا

خيلی خوش گذشت ولی خيلی هم زود گذشت! ايشالا دوباره قسمت هممون بشه.ولی زود.......... التماس دعا يا علی

الهه

سلام عالی بود.اما حیف که چه وداع سخت و غم انگیزی بود و از همه ناراحت کننده تر تصور بازگشت به شهری بود که ........ انشاالله باز هم قسمتمان بشود. التماس دعا یا زهرا

فاطمه

به نام حق سلام مبارکتان باد اين عيش و زيارتا قبول باشه انشالله صدای نقاره ها....پرواز کبوترهای حرم...همشون تو كنج دلت لونه ميكنن....خداحافظي معنايي نداره ...نه اصلا...ولي نگاه اخر يه حسرتي به دل ادم ميذاره....اونم معناش يه اجابت شيرين ديگس...نباشه اجابتي هم در كار نيست...خوشحالم كه سفر پر معنايي براتون بوده....و ممنون بابت اين پست قشنگ.... التماس دعا دارم يا علي

اريستيسکا

سلام...کاش زودتر می‌گفتين تا يه التماس دعايی هم می‌گفتيم شايد يادتون می‌موند و يکی هم واسه ما دعا می‌کرد اما به هر حال بازم التماس دعا...دعا کنين ما رو هم بطلبن...

مريم

بنام خدا سلام این یک کامنت کاملا اختیاریه!!!مثل همون نشست صمیمی!!! نوشته ی زیبایی بود... سلام که میکنیم یادمان نیست وداعی هم در راه است وگرنه قدر لحظه لحظه ی بودن در کنار بهترینها را خیلی بهتر میدانستیم! درپناه حق

مهناز

هو الحق سلام ...خوبيد ان شا الله ؟ زيارت قبول ... خوش به سعادتتون که رفتيد ...ولی خدائيش ديگه کم ماهايی رو که نيومديم با اين عکس ها و خاطرات بسوزونيد ...من که دلم يه ذره شد واسه مشهد !!! التماس دعا و يا حق

طلبه سه ساله

از مشهد گفتی وداغم رو تازه کرديد کم کم داشتم آروم ميشدم شما تو قطار گونه هات خيس شد من کنار درب خروجی نشستم وهای های گريه کردم زيارتتون قبول خدانگهدار