قصه سرنوشت

..
دلنوشته (یاس)
----------------------

آسمان گشود دستهایش را

و پهن کرد سفره وسیع خداوندی را

من٬ تو و او بر سر سفره نشتستیم؛

بی مقدمه و بی‌مایه

تا از طراوت دستان آسمان بر ترکهای قلبمان مرحم بگذاریم.

و ماندیم تا شب موعود تا نوزده شب بعد از آن

آماده می‌شویم تا بگشاییم سفره دل را و می‌خوانیم

الهی؛

و می‌گوئیم العفو...

و مروارید می نشانیم بر دیده دل٬ و اینجا می‌خوانیم

انا انزلناه فی لیله القدر

و می‌نهیم آن را بر دو دست و بر سرمیگذاریم آن آیه‌های نور را

و قسم می‌دهیم رب‌الغفور را به ۱۴ نور پاک و در این مرحله به مرحمت خداوندی سبک٬ آرام و پاک می‌نویسیم قصه سرنوشت را...

/ 16 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکوفه ياس

سلام. طاعات و عباداتتون مورد قبول درگاه حق. به ياد دعای مولايمان حسين افتادم در روز عرفه: خدايا! سرنوشت مرا خير بنويس. تقديری مبارک. تا آنچه را که تو زود می خواهی دير نخواهم و آنچه را که تو دير می خواهی زود نخواهم. ...... **** خدايا! به حق همه بزرگی ات ما را به راه راست هدايت کن تا در بندگی ثابت قدم بمانيم. خدايا! تو همانی که ما می خواهيم ما را همان قرار ده که تو می خواهی. ...... **** التماس دعا

امير حسين

سلام... . ببينيد سايت نويد شهادت دچار تغييراتي خواهد شد... . احتمال زياد اتفاقي بزرگ...! براي همين به محض تغييرات شما رو خبر خواهم كرد. يا علي... .

حس غريب

سلام دوست بزرگوار. اين ايام رو تسليت عرض مي كنم. با ( ثواب صلوات ) بروزم. بازم منتظرتون هستم. امیدوارم در این شبای پر برکت به خواسته هاتون برسید. التماس دعا...!

طالب یار

به نام خدای مهربان سلام دوست عزيز دل نماز و روزه ها و عبادات مقبول حق موفق باشی

ليلا

قلب پز از واهمه ام در پناه نگاه لطيفت ماوا گرفت> مثل آرامش دريا پر از عطوفت شدم> و در يافتم که بهشت تنها در کلام زيبای تو جاريست..آقا عالی بود مثل هميشه>keep writing here mate:) و التماس دعا> به خدا میسپرمت

مريم

سلام طاعات قبول حق خوب بود ماه رحمت به اخر می رسد و بايد منتظر باشيم تا سال بعد موفق باشيد

ماری

سلام پيشاپيش عيدتون مبارک

گلبانگ سحر

سلام...با همه زيبايی هايت چه زود مارا تنها گزاردی ای ماه خوب خدا....التماس دعا

گلبانگ سحر

خدای من! چقدر سخت است سحرها بی‌دعای سحر بیدار شویم! چقدر دلتنگت خواهیم شد!... هیچ کریمی میهمانهای خودش را بیرون نمی‌کند، ما خودمان می‌خواهیم جمع کنیم برویم. خوب خجالت می‌کشیم! یک ماه آزگار خورده‌ایم و خوابیده‌ایم و لذت برده‌ایم!...هر بدی از ما دیدی ببخش! حسابی شرمنده شدیم، سر سفره خودت هم اذیتت کردیم، مهمانی نبودیم که تو می‌خواستی، ولی خوب؛ آمدیم و با همه پر رویی سر سفره‌ات نشستیم و تو هیچ وقت به روی خودت نیاوردی! چقدر بزرگی تو! چقدر کریم، چقدر مهربان!