">بدرقه محرم .. - حریم یاس



بدرقه محرم ..

۱۳۸٤/۱۱/۱٠



اشک در چشمان آسمان حلقه زده است . سال هاست زمین بغض خود را فرو می خورد و درونش پر از آتش است . فقط تلنگری دیگر باعث فوران این بغض فروخورده خواهد شد. فراتش از شرم به سرعت می دود تا نگاهش به نگاه علقمه گره نخورد . هنوز بوی دود از بیابان به مشام می رسد .

ظهر ها خورشید از بهت،خیره خیره به زمین می نگرد . انگار بعد از این سالها هنوز روز واقعه را باور نکرده است . عصر که می شود آن قدر تلخ نگاهش را از روی زمین بر می دارد که اندوهش در هوای غروب منتشر می شود . این جا هر روزش روز واقعه است . این جا هنوز گوش بیابان از ندای "هل من ناصر ینصرنی" زنگ می زند و پشت زمین از ناله "انکسر ظهری" تیر می کشد . در شیار ذهن هر نخل بر ساحل علقمه صدای فریاد "یا اخا ادرک اخاک" حک شده . این خاک هنوز بوی یاس می دهد . گوش هنوز در حسرت شنیدن آخرین "لاحول ولا قوه الا بالله" وامانده است ... هرکجا بنگری "هیهات منا الذله" در ذرات وجود حس خواهی کرد ..

دل به بدرقه محرم می آید !
صدای زنگ کاروان آفتاب به گوش می رسد ...

سلام خدا بر حسین (ع) و یارانش ..