">ایـــــکاش - حریم یاس



ایـــــکاش

۱۳۸٤/۸/٢٢



 ای کاش  ميشد با پرستوها  سفر کرد
 سير و سلوک عاشقانرا ساده تر کـــرد
 ايکاش ميشد با قناری در قفس شــد
 بانگ رهائی را شنيد و هم نفس شد
 ايکاش ميشـــد حمد بلبل را شنيــدن
 جز جلوه های ايــزدی چيـزی نديــــدن
 ايکاش ميشـد ناز ليلی را کشيـــــدن
 درد جدائيهــای مـجنون را چشيــــدن
 ايکاش ميشـد در ازای جان سپـــردن
 با دست خالی رفتن و يوسف خريدن
 ايکاش ميشد رنگ دنيا را عوض کـرد
 آن مهربان منجی عالم را خبـــر کـرد
 ايکـاش ميشــد از خلوع صبح خلقت
 بيگانـه ميگشتيــم با خــواری و ذلت