">سکوت يا اعتراض - حریم یاس



سکوت يا اعتراض

۱۳۸٤/۸/٢



دلنوشته ..
 آسمان دگر رنگ بر رخسار ندارد
گويي غم عالمي را در دل دارد
خونين جگر است و كس همرازش نيست
بوي نم دارد و اشك بر ديدگانش جاريست
در صحبت او رمزي نهان است
نواي فزت و رب الكعبه در آن مستتر است
گويي اوست همراز علي
همنفس با ناله هاي خدا خداي علي
گويي سكوت علي را مي شكند، درد علي را در سينه فرياد ميزند
ميخواهد غريو كند، عالم را از اين غم اجير كند ..
اما اي كاش دهان مي گشودي
يدالله و اسدالله است كاش ميگفتي
اما دگر فرصت نيست باقي،
علي را در خود گرفت زمين
او دانست كه لياقت علي بيش از اينهاست
علي را در خود برد و دهان را فرو بست
و باز هم سكوت
سكوت زمين به نشان بيست و پنج سال سكوت علي
و باز هم سكوتي براي اعتراض
اما چقدر گران و سنگين
حيف چه دير معنيش فهميديم