">حریم یاس



 

۱۳۸۳/٤/٢٥



هرچه غم ژرفتر وجود شما را مي گيرد گنجايش بيشتري براي شادي خواهيد داشت
 آبا سبوي شرابتان همان سوخته جاني نيست كه از كوزه گران بيرون آمده است
و همان عود كه آهنگش جان شما را مي نوازد چوبي نيست كه دلش را با تيغ تيز تهي كرده است؟

وقتي شادي ، به ژرفاي قلبت نظر كن ،
تا ببيني كه اين قلب همان است كه تو را غمگين كرده بود ،

و هنگامي كه غم بر تو چيره شده است باز در غلب خود نگاه كن ،
تا ببيني كه براستي در فراق آنچه قلبت را از شادي پر كرده بود گريه مي كني !

بعضي مي گويند شادي از غم عظيم تر است ...
بعضي مي گويند چنين نيست غم بر شادي چيرگي دارد ...
اما من با تو مي گويم غم و شادي از هم جدايي ناپذيرند .
آنها با هم نزد تو مي آيند .

و هنگامي كه يكي از آن دو در كنارت نشسته است ،
بياد آر كه آن ديگري نيز در بستر تو بخواب رفته است ،
و همانا كه تو چون دو كفه ترازو ، ميان شادي و غم آويخته اي ،
و تنها هنگامي كه بكلي تهي باشي دو كفه در حال توازن كنار هم خواهند بود ،

اما وقتي كه خزانه دار هستي، تو را بر مي دارد تا زر و نقره خويش را بسنجد ،
در آن هنگام به ناچار دو كفه غم و شادي تو بالا و پايين مي رود ،